تبلیغات
اس ام اس , عکس بازیگران , انواع مدل , دانلود فیلم , دانلود آهنگ , عاشقانه ها - نوشته ی حسین پوریوسف کلجاهی

اس ام اس / عکس بازیگران / انواع مدل / دانلود فیلم / دانلود آهنگ / عاشقانه ها ...

 
 
نوشته ی حسین پوریوسف کلجاهی
نظرات |


کلمات رقاص
نوشته ی حسین پوریوسف کلجاهی
****
تنم رنجور از تکرار فرداهای بیهوده
برای یک مترسک قصه تا بوده همین بوده
****
حکم دهقان است، باید  برصلیب استاده باشد
این مترسک
دستهایش باز
در سکوتی گنگ و لب خاموش
مندرس پیراهنی برتن
بار مسئولیت جالیز ها بر دوش
حکم دهقان است  با زاغان  نباید گشت دوشادوش
****
یکی گوید چه باید کرد ؟
در این بیغوله بی سقف بی مهتاب
در این آشوب بازار پر از گنداب
برای مرگ روح پاک انسانها
کدامین روضه را سرداد و بر سر زد ؟
****
چشم با شیب چهل
وگرانصاف کنی سیر افق می نگری
آسمان را نکند یک شبه از یاد بری
***
در این دارالبوار حزن و اندوه و غم و غربت
زمین از آن فرعون و جهان جولانگه باعور و قارون گشت
شعور از سرزمین ذهن آدم رفت
شهوت آمد و اندیشهی ماگشت
****
در این عصری که عصبیت مرام ومسلک رندان بی دین است
تو میدانی که تنها آرزویم آرزوی مرگ شیرین است
****
وَ
دراین دیر خراب آلوده
گیتی مکر و فسون وحیله
عاشقان جمله ز تاب افتادند
عابدان بی مغز
فضلای بی فضل
در پی نانِ شکم
به فضاحت همگی افتادند
****
من  همان سیمرغ ام
«که مکدر شده آیینه مهرآیینم »
وقت آنست که دامن ز زمین برچینم
جامِ مِی گیرم و مستی کنم و گل چینم
****
کی اَم من ؟
من منم
تصویر زشتی از تبار و تیرۀ بوزینه های جنگلی تاریک
میان جمع حیوان ها
برای لقمه نانی سخت در تاراج هم نوعان
نخورده لقمۀ اوّل، برای لقمه ای دیگر
به دکان می برم قران
****
من از روزی كه طوفان زورق دانایی ام را غرق دریا كرد
دانستم
كه تبعید مكانی گشته ام كآنجا
 دگر مفهوم آزادی و عزت نیست
گر هم هست
نشانداران آن را مرگ در راه است
****

از پس پنجره بر بستر من تابیدی
تابش نور تو تخدیرم كرد
****
منم آن مست همیشه حیران كه همه لحظة عمر
'' قدِّ فوارة جاوید اساطیر زمین''
هستم هر لحظه پریشانتر از اندیشة تو
****
 در ژرفنای عمق دلم کوسه های مست
پاشیده اند جمع رفیقان انجمن
درسینه ماهیان پر از شور و حال و عشق
سرمشق میکنند به کنجی سرودهجر
****
امشب منم که خویش به تصویر می کشم
از خویش رانده خویش به تصویر می کشم
****
مرا یاری است در این بیشه بی ریشه
كه شب تا صبح بر جانم زند تیشه
****
وای از بخت نگون
وای از رونق بازار جنون
های روشنگر گردون و درون
برف وامانده در آغوش گُلی
درپی دست نوازشگر توست
****
من به وجدان خودم معترضم
نه به وجدان کسی
منِ به ادراك و به احساس و شعور
من به انسانیت خویشتنم معترضم
كه چرا سر خوش و مست
باد درغبغبه انداخته  مست
ظهر گاهی هوس نان به فغانش انداخت
و درون تف پر سوز و گداز
بهرقوتی ناچیز
به خداوند سراب شرمگین برد نماز
****
نمیدانم که تقدیرم
همین فرداو فرداهاو فرادهای بیهوده چه خواهد بود
****


...


کلمات رقاص
نوشته ی حسین پوریوسف کلجاهی
****
تنم رنجور از تکرار فرداهای بیهوده
برای یک مترسک قصه تا بوده همین بوده
****
حکم دهقان است، باید  برصلیب استاده باشد
این مترسک
دستهایش باز
در سکوتی گنگ و لب خاموش
مندرس پیراهنی برتن
بار مسئولیت جالیز ها بر دوش
حکم دهقان است  با زاغان  نباید گشت دوشادوش
****
یکی گوید چه باید کرد ؟
در این بیغوله بی سقف بی مهتاب
در این آشوب بازار پر از گنداب
برای مرگ روح پاک انسانها
کدامین روضه را سرداد و بر سر زد ؟
****
چشم با شیب چهل
وگرانصاف کنی سیر افق می نگری
آسمان را نکند یک شبه از یاد بری
***
در این دارالبوار حزن و اندوه و غم و غربت
زمین از آن فرعون و جهان جولانگه باعور و قارون گشت
شعور از سرزمین ذهن آدم رفت
شهوت آمد و اندیشهی ماگشت
****
در این عصری که عصبیت مرام ومسلک رندان بی دین است
تو میدانی که تنها آرزویم آرزوی مرگ شیرین است
****
وَ
دراین دیر خراب آلوده
گیتی مکر و فسون وحیله
عاشقان جمله ز تاب افتادند
عابدان بی مغز
فضلای بی فضل
در پی نانِ شکم
به فضاحت همگی افتادند
****
من  همان سیمرغ ام
«که مکدر شده آیینه مهرآیینم »
وقت آنست که دامن ز زمین برچینم
جامِ مِی گیرم و مستی کنم و گل چینم
****
کی اَم من ؟
من منم
تصویر زشتی از تبار و تیرۀ بوزینه های جنگلی تاریک
میان جمع حیوان ها
برای لقمه نانی سخت در تاراج هم نوعان
نخورده لقمۀ اوّل، برای لقمه ای دیگر
به دکان می برم قران
****
من از روزی كه طوفان زورق دانایی ام را غرق دریا كرد
دانستم
كه تبعید مكانی گشته ام كآنجا
 دگر مفهوم آزادی و عزت نیست
گر هم هست
نشانداران آن را مرگ در راه است
****

از پس پنجره بر بستر من تابیدی
تابش نور تو تخدیرم كرد
****
منم آن مست همیشه حیران كه همه لحظة عمر
'' قدِّ فوارة جاوید اساطیر زمین''
هستم هر لحظه پریشانتر از اندیشة تو
****
 در ژرفنای عمق دلم کوسه های مست
پاشیده اند جمع رفیقان انجمن
درسینه ماهیان پر از شور و حال و عشق
سرمشق میکنند به کنجی سرودهجر
****
امشب منم که خویش به تصویر می کشم
از خویش رانده خویش به تصویر می کشم
****
مرا یاری است در این بیشه بی ریشه
كه شب تا صبح بر جانم زند تیشه
****
وای از بخت نگون
وای از رونق بازار جنون
های روشنگر گردون و درون
برف وامانده در آغوش گُلی
درپی دست نوازشگر توست
****
من به وجدان خودم معترضم
نه به وجدان کسی
منِ به ادراك و به احساس و شعور
من به انسانیت خویشتنم معترضم
كه چرا سر خوش و مست
باد درغبغبه انداخته  مست
ظهر گاهی هوس نان به فغانش انداخت
و درون تف پر سوز و گداز
بهرقوتی ناچیز
به خداوند سراب شرمگین برد نماز
****
نمیدانم که تقدیرم
همین فرداو فرداهاو فرادهای بیهوده چه خواهد بود
****





برچسب ها : حسین پوریوسف کلجاهی-حسین پوریوسف-نوشته ی حسین پوریوسف کلجاهی-
نویسنده : فاطمه کمالی
تاریخ : جمعه 16 بهمن 1394
زمان : 02:13 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
minecraft دوشنبه 16 مهر 1397 06:27 ق.ظ
My coder is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the expenses. But he's tryiong none the less.
I've been using WordPress on a number of websites for about a year and am anxious about switching to
another platform. I have heard very good things about blogengine.net.
Is there a way I can import all my wordpress content
into it? Any help would be really appreciated!
minecraft شنبه 14 مهر 1397 09:09 ب.ظ
Wow! This blog looks just like my old one! It's on a totally different subject but it has pretty much the same layout
and design. Excellent choice of colors!
minecraft شنبه 14 مهر 1397 04:43 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd definitely donate
to this fantastic blog! I suppose for now i'll settle for
book-marking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to brand new updates and will talk about this blog with my Facebook group.

Chat soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ